تبليغاتX
هی فلانی!
 

شادی‌ام نه از حضورت
که عاشق بودن است!

پ‌ن1: حضور ِ این‌همه خوشبختی، می‌ترساند مرا!
پ‌ن2: تو را حتی، با فرزندمان نخواهم تقسیم کرد!

+   بیست و چهارم آبان 1388 نازنین محمودی | 
 

زن بودن
به وسعت ِ دستان‌ات
زیباست!

پ‌ن1: ده‌ام آبان‌ماه و شاید سیزده‌ام آبان‌ماه، روز ِ ما!
پ‌ن2: دیگر نه سبز، که مردم معنا دارند!

+   پانزدهم آبان 1388 نازنین محمودی | 
 

سجده باید
بر حضور سایه‌ات!

پ‌ن1: رنگ‌ها را گم کرده‌ام میان پاییز و زمستان!
پ‌ن2: عجیب دلهره دارند، این شب‌ها!

+   چهارم آبان 1388 نازنین محمودی | 
 

می‌رقصم
نه به ساز روزگار
که با رویای خود!

پ‌ن1: نبودن گاهی باید!
پ‌ن2: که هیچ سِحری، شعر نمی شود!

+   دوم آبان 1388 نازنین محمودی | 
 

نور می‌پویم
تا من!

پ‌ن١: روزگارم کمی تا قسمتی دلتنگی و ابری!
پ‌ن٢: تو باشی سخت هم آسان گذرد!

+   ششم شهریور 1388 نازنین محمودی | 
 
پروفایل
آرشیو
کتاب‌من
درباره وبلاگ
مکرر
دیروز می‌آید
امروز می‌آید
فردا می‌آید
و من
میان پایان و آغاز
دستان‌ا‌م را می‌نگرم
لحظه‌ها را مرور می‌کنم
گویی هنوز حرفی میان دستان و نگاهم
برای تولد تقلا می‌کند.
يا ميان سكوت‌های تو!
دل‌ا‌م لمس رؤیا می‌خواهد!

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM